سبو..دل صبور و آرام من است
خرده ریزهای ذهن
چرا تنهاش گذاشتی,رفتی واسه همیشه
رو قلبم پا گذاشتی
رفتی که من بمیرم ,تو بی کسی وغربت
دیگه عاشق شدن هم واسم شده یه حسرت
همیشه چشمای من باید پر اشک بمونه
نمیدونم چرا هیچکی با دل من نمیمونه
نمیدونم ,چرا هیچوقت دل من آغوشی نداره
چرا همیشه بی کسی رو قلب من سواره
تو اومدی به قلبم ,فکر کردم بهترینی
فکر کردم تا همیشه به قلب من میشینی
تو که به من میگفتی عاشقمی همیشه
برای تو هیچکسی ,دیگه مثل من نمیشه
حرفات همه دروغ بود ,زود جا زدی عزیزم
برو,دیگه نمیخوام واسه ی تو اشک بریزم
قلبو میدم به کسی که عاشقم بمونه
نه اینکه با دوتا حرف,از جدایی بخونه
سارا
قلبی که شکسته,دیگه درمون نداره
این همه زجروبی کسی,براش پایونی نداره
بعد این جدایی,سر رو شونه ی کی بذاره
آخه کسی دیگه ,قدر این دلو نمیدونه
کیه که بخواد برای یه قلب تنها بخونه
دیگه کسی رو نداره,که با دلش بمونه
همیشه در به درو, دلش همیشه داغونه
کسی به فکر اون نیست,بد شده براش زمونه
هرجا که پا بذاره هیچکی دوسش نداره
از عشق دوباره گفتن,برای اون محاله
حالا میخواد تو قلب کسی دیگه پا نذاره
سارا
چشمهایت را ببند, می خواهم برایت لالایی بگویم
تو بخواب ,من بیدارم
حالا نوبت توست
بخواب مادر
لا لا لا لالا لا
بخواب ای مادرم
که لا لایت تسکینی بود بر زاری من
بخواب ای مادرم مرهمی بر بی قراری من
لا لا لا لا لا
ای مادر من که اشکت دوایی بود برجسم مریضم
بخواب ای مادرم , که بی تو از همه در گریزم
دوستت دارم مادر![]()
![]()
![]()
![]()
روزت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
سارا
تو مرا به یاد داری؟
من همانم که گاه گاهی در فراسوی خیالت بودم
تو با من خندیدی
برایم گریستی
بامن گفتی از تمام دلتنگیهایت
گله کردی از زخم زمانه بامن
تو مرا یه یاد داری؟
من همان دخترک تنهام
همانکه روزی تو صدایش را شنیدی به گوش
وحالا گفتی برو که صدایت دیگر برایم گوش نواز نیست
روزها گذشت
نه تو ماندی ونه صدایی ازمن
وحالا من مانده ام با خاطراتی مختومه
که به بایگانی دلم سپرده شد...
سارا
بی تو نشستم
با یاد عشقت
تنهای تنها
درخود شکستم
در خود شنیدم
ناله ی عشقت
اما ندیدم
دو چشم مستت
هرجا که رفتی
هرجا که هستی
به یاد من باش
به یاد دل, تنهای من باش
همیشه
هرجا
شیدای من باش
رسوا وعاشق
مجنون چو لیلا
تنها به یاد
یکی شدن باش
سارا
ابری نیست
آبی نیست
رودی در شور وخروش نیست
همه جا خشکیده
عنکبوت از سرما,دور خود تاری تنیده
کرم ها به همدیگر پیچیده
کاش باران ببارد
کاش رود پر آب شود
وباران نم نمک
به دشت گلی هدیه دهد
مردی از آن دور دست ها
چراغی دارد به دست
نمی آید به این سو
او هم دارد میرود,چشم بر روی این خشکی ببست
هیچکس به فکر رود نیست
عنکبوت آن سو گریست
کرم ها خوابیدن
رودها خشکیدن
کسی خبر کند خدا را
اوست تنها به فکر ما
کسی خبر کند خدا را
او می فرستد باران
اوست که خوش می کند
دل خشکیده ی بیابان
سارا
بهار از راه رسیدو دلها همه جوون شد
شادی وعشق ولبخند به دلهامون روون شد
عید قشنگ نوروز پر از شادی وشوره
با اومدن نوروز غم از دلهامون دوره
تا میتونیم تو این عید بذر وفا بکاریم
تو دفتر زندگی عشق وصفا بذاریم
رها بشیم از کینه وغم ونفرت
وفاو عشق ودوستی نشه واسمون حسرت
این عید باستانی بر همتون مبارک
باشین سرافراز وشاد لطف شما سه چارک![]()
اصلش دمه
ببخشید طنز شد خواستیم بخندیم سارا
با تقدیم بهترین آرزوها برای ملت سرفراز ایران در سال ۱۳۹۱
دوستان گرامی امیدوارم سالی که پیش رو داریم سالی پر از برکت،
فرخندگی وبالندگی باشد برای شما![]()
![]()
![]()
بوی باران،بوی سبزه،بوی خاک
شاخه های شسته،باران خورده،خاک
آسمان آبی ووابر سپید
برگ های سبز بید
عطرنرگس،رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها ودشت ها
خوش به حال دانه ها وسبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حالدختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل وسبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی ست
ای دریغ من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ ازما اگر کامی نگیریم از بهار
گرنکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
فریدون مشیری
چترمن,خیالی نیست,چتر من, حقیقت دارد
وسعت دارد ,بزرگ است,جا دارد برای تمام چترهای خیالی
که تو روزی بر سر گرفتی,اما هیچکدام حقیقت نداشت
چتر آسمان من,عشق من است,عشقی آبی وزلال,با وسعتی به پهنای
تمام دلهای عاشق...
سارا
عشق خیالی
عاشقم نیستی انگار,دیگه ازم بریدی
خسته شدی از عشقم خودتو پس کشیدی
کنارمی تو شاید,اما منو نداری
چرا داری با کینه رو قلبم پا میذاری
تو همه ی وجودم جای برات ندارم
ازت دیگه بریدم حرفی باهات ندارم
همیشه اینو گفتی,بی من زندگیت هیچه
اما حالا می فهمم عشق وعاشقی پوچه
چرا عشقمون کور شد,چرا خوشبختی دور شد
چرا قصه ی ما دوتا قصه ی بوف کور شد
دیدی من بهت گفتم,کجاس عشق وعاشقی
اما تو بهم گفتی تو عاشقی صادقی
عشقی ازت ندیدم ,همش فکر وخیال بود
به عشق تو رسیدن ,فرضیه یی محال بود
زندگیم بی تو خوبه ,بی تو دردی ندارم
اما اگه تو باشی از زندگی بیزارم
سارا
| Design By : RoozGozar.com |

